ابو القاسم راز شيرازى
505
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
نمىكند در عاقبت امر خود مگر خوارى را ، و در نقد وقت مگر زحمت و مشقّت و خستگى را . و شخص متكلّف ، ظاهرش خودنمائى است و باطنش نفاق و دورنگى است ؛ و رياء ظاهر و نفاق باطن دو بابل است كه پرواز مىكند به آن دو ، شخص متكلّف . و نيست - خلاصه - از اخلاق اهل صلاح و نه شيوهء اهل تقوى تكلّف در هر باب كه باشد ؛ فرمود حقّ تعالى از براى نبىّ خود : بگو اى پيغمبر سؤال نمىكنم شما را بر نبوّت خود از اجرى ، و نيستم من از جملهء تكلّفكنندگان . و فرمود حضرت نبىّ : ما گروه انبياء و امينان و متّقيان و اولياء ، برى و بيزاريم از تكلّف . پس تقوى ورز از حقّ تعالى ، و مستقيم باش كه بىنياز مىكند ترا از تكلّف ، و مهر مىكند تو را به مهر ايمان ، و مشغول مشو بطعامى كه آخر او خالى كردن شكم است از آن ، و به لباسى كه آخر او كهنگى است ، و به خانهاى كه آخر او خراب شدن است ، و به مالى كه آخر آن ميراث است ، و به برادرانى كه آخر ايشان مفارقت است ، و به عزّتى كه آخر او ذلّت است ، و به وقار و آرامى كه آخر آن جفاست ، و به زندگانيى كه آخر آن حسرت است . شرح تفصيلى بدان بتحقيق كه اهل ايقان و معرفت و ايمان ، طالب و راغباند امورات خفيفه را كه مورث ثمرات اخرويّه گردد ، و محترز « 2 » و منزجرند از ملاهى و ملاعب دنيوى كه مثمر ثمرهء غفلت و بازماندن از سلوك در طريق الهى است ؛ زيرا كه مقصود حقّ جلّ و علا از وضع شريعت مقدّسه ، دعوت عباد است بر صراط مستقيمى كه منجى شود از هلكات دنيويّه ، و برساند عباد را به فيض درجات اخرويّه كه مقام امن و دارالسّلام الهى است ، و اشتغال به ملاهى دنيوى ،
--> ( 2 ) - دورىكننده